تاریخ و پیدایش بازی های المپیک

    دوران باستان

    بازی های المپیک در ابتدا یک جشن مذهبی بود که برای ادای احترام به زئوس (پادشاه خدایان یونان) در صحن مربوط به او برگزار می‌شد. این مسابقات هر چهار سال یک بار و از سال ۷۷۶ قبل از میلاد در المپیا که محل صحن زئوس بود برگزار می شد. افسانه های زیادی پیرامون پیدایش مسابقات المپیک به وجود آمده است: بر اساس یک داستان، هرکول (که در اساطیر یونانی نیم خدا بود) آن را جهت تجلیل از فتوحات بی نظیرش بوجود آورد. بر اساس افسانه های دیگر زئوس و کرونوس، دو خدای یونان باستان، با یکدیگر بر سر فرمانروایی المپیا به جدال برخاستند که نهایتاً زئوس به پیروزی نائل آمد. بر اساس این داستان مسابقات المپیک یاد بود این پیروزی می باشد. در دوران باستان تنها مردان یونانی که آزاد (و نه برده) متولد شده بودند می‌ توانستند در مسابقات در جشن مذهبی زئوس شرکت کنند. زنانی که مجرد بودند در تاریخ دیگری به احترام هرا همسر زئوس و مادر هرکول، به مسابقه می پرداختند. زنهای ازدواج کرده حق شرکت در مسابقات را نداشته و در صورت مخالفت باید بهای آن را با جانشان می پرداختند.

    مسابقات المپیک در بین یونانی ها از اهمیت زیادی برخوردار بود چنانکه مورخین یونانی در دوران باستان، از آن به عنوان یک واحد برای اندازه گیری زمان استفاده می کردند. یک «المپیاد» بیانگر چهار سال می بود. مسابقات در ابتدا تنها شامل «مسابقه دو» بود، ولی بعد ها کشتی، بوکس و پرش به آن اضافه شد. شرکت کنندگان که متشکل از افرادی که ثروت و وقت کافی داشتند که به تمرین ورزشی بپردازند. افراد در این مسابقات به صورت شخصی شرکت می کردند و نه به عنوان نمایندگان از شهر یا ناحیه ای خاص. تمرکز اصلی این مسابقات بر روی ویژگی های مردانه مانند قدرت و ورزیدگی که فرهنگ یونانی آن زمان ارج می نهاد پایه گذاری شده بود.

    برخلاف سنت جاری در ناحیه مدیترانه که بر پوشیدگی تأکید داشت شرکت کنندگان برهنه در مسابقات شرکت می کردند (کلمه «ژیمناستیک» به عنوان مثال از کلمه یونانی به معنی «برهنه» می آید) مورخین نظریات متفاوتی جهت توضیح این موضوع ارایه کرده اند: حضور برهنه در بین عموم مردم بدون اینکه شخص تحریک جنسی بشود نشانگر کنترل شخص بر خودش است یا لخت بودن بخشی از مراسم مذهبی بود که بر مفهوم گذرا بودن تأکید می کرد یا عقیده به اینکه برهنگی قدرت جادویی به آنها در مقابل صدمات می داد و یا اینکه برهنگی لباس مخصوص افراد از طبقه بالا بود… چیزی که به هر حال مشخص است این است که یونانی ها برهنگی را خجالت آور نمی دانستند.

    در زیر و روی تاریخ یونان و آثار کشف شده به سال ۷۶۶ پیش از میلاد مسیح برخورد می‏کنیم که «تیمائوس» نخستین مورخ یونانی در نوشته‏ های خود از مردی بنام «کره ابوس» یاد کرده‌است که در راه رفتن از همه سریعتر بوده‌است. این جشن ها بیشتر از آن جهت رونق گرفت که عاملی بود برای ورزیده شدن و آماده کردن جوانان برای مقابله با هر نوع تجاوز بخاک یونان. رشته‌ های ورزشی برگزار شده در ادوار مختلف این مسابقات شامل ماده‌ های مختلف مسابقات دو، پرش، پرتاب دیسک، پنجگانه باستانی، مشتزنی، کشتی، پانکریشن، اسب‌ دوانی و ارابه رانی می‌ شد. نوباوگان، جوانان و پهلوانان جداگانه به مبارزه می پرداختند، در حاشیه المپیک مسابقه ‏های شعر و شاعری، سخن‏وری و موسیقی هم برگزار می‏گردید. جشن‏ های «المپیا» ادامه داشت تا سال ۳۹۴ که امپراتور روم آن‌ را تعطیل کرد. این تعطیلی طولانی سبب ویرانی «المپیا» و نیایشگاه «زئوس» نماد قدرت و پهلوانی گردید.

    احیا مجدد در دوران مدرن

    یک باستان‏ شناس آلمانی به نام «کورتیوس» در دل تپه‏ های خاموش «المپیا» به کاوش پرداخت، و آثار شگفتی را کشف کرد. فکر احیای این بازی ها قوت گرفت و با هزاران دشواری مردی شریف، انسان دوست و دانشمند بنام «پی‌یر بارون دوکوبرتن» فرانسوی به کمک ستارگان آراس خود در سال ۱۸۸۹ در پاریس همایشی تشکیل داد و اساس بازی های جدید المپیک را پی نهاد. بازی های المپیک با الهام از این نام و این دورهای قهرمانی بوجود آمد. رسماً ازسال۱۸۹۶ بود که در آتن انجام گرفت و پس از آن هر چهار سال یک بار در نقاط مختلف جهان انجام گرفته‌ است و فقط سه دوره بدلیل جنگ جهانی اول و دوم انجام نپذیرفت.

    رشد المپیک:

    شمار شرکت کنندگان در المپیک از ۲۴۵ شرکت کننده از ۱۵ کشور جهان در سال ۱۸۹۶، به حدوداً ۱۱٬۱۰۰ ورزشکار از ۲۰۲ کشور جهان در المپیک تابستانی ۲۰۰۴ در آتن رسید. شمار شرکت کنندگان در المپیک زمستانی بسیار کمتر از شرکت کنندگان در المپیک تابستانی است؛ در المپیک زمستانی ۲۰۰۲ در سالت لیک سیتی، ۲٬۴۰۰ ورزشکار از ۷۷ کشور جهان در ۷۸ رویداد ورزشی با یکدیگر به رقابت پرداختند.

    پرچم و شعار المپیک:

    المپیک
    پرچم المپیک نشان از دوستی ۵ قاره می باشد

    زمینه پرچم المپیک سفید بوده و در اطراف دارای حاشیه نمی‌ باشد. در وسط آن ۵ حلقه به عنوان سمبل المپیک با ۵ رنگ قرار گرفته است. رنگ حلقه‌ ها از چپ به راست به ترتیب آبی، زرد، سیاه، سبز و قرمز است. پرچمی که در سال ۱۹۱۴ توسط پیردوکوبرتن به کنگره پاریس عرضه شد، نمونه قراردادی پرچم المپیک است. پرچم و نماد المپیک مظهر اتحاد ۵ قاره و تجمع قهرمانان سراسر نقاط جهان در بازی های المپیک است که بر طبق آرمان دوکوبرتن با رعایت اصل دوستی به مسابقه‌ های برابر و صادقانه می‌ پردازند. شعار المپیک Citius ,Altius ,Fortius (سریعتر، قوی‌تر، بالاتر) بیانگر آمال نهضت المپیک است.

    عضویت کشورها در بازی های المپیک:

    در حال حاضر ۲۰۳ کشور در رقابت های المپیک شرکت می‌ کنند. این رقم از ۱۹۳ کشوری که سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته بیشتر است. کمیته بین‌المللی المپیک بر خلاف دیگر سازمان های بین‌ المللی به کشورهایی که دارای استقلال سیاسی نیستند نیز اجازه شرکت در رقابت های المپیک را می‌ دهد. در نتیجه، بسیاری از مستعمرات و کشورهای غیر مستقل اجازه دارند تا تیم ها و ورزشکاران خاص خود را روانه مسابقات المپیک کنند حتی اگر این ورزشکاران دارای شهروندی یک کشور دیگر عضو کمیته المپیک باشند. سرزمین هایی همچون پورتوریکو، برمودا، و هونگ کونگ، نمونه‌ های بارز این مسئله هستند، و تمامی آنها گرچه قانوناً بخشی از یک کشور دیگر هستند اما به صورت کشورهایی مستقل در این رقابت ها شرکت می‌ کنند.

    همچنین، از سال ۱۹۸۰، تایوان تحت عنوان «چین تایپه»، و تحت پرچمی که کمیته بین‌ المللی المپیک طراحی کرده در این رقابت ها شرکت می‌ کند. پیش از این سال جمهوری خلق چین به بهانه آنکه تایوان تحت عنوان «جمهوری چین» در این رقابت ها شرکت می‌ کرد از شرکت در این رقابت ها امتناع می‌ کرد. کمیته بین‌المللی المپیک در ۹ فوریه، ۲۰۰۶، جمهوری جزایر مارشال را به رسمیت شناخت و این سرزمین نیز می‌ تواند در المپیک ۲۰۰۸ پکن شرکت کند.

    مشکلات المپیک از ابتدا تاکنون

    • جنگ: به رغم آنچه که کوبرتین امید آن را داشت، المپیک نتوانست مانع از وقوع جنگ شود در حقیقت، به خاطر جنگ سه المپیاد بدون برگزاری مسابقات المپیک سپری شد؛ المپیک۱۹۱۶ به خاطر جنگ جهانی اول برگزار نشد، و رقابت های ۱۹۴۰ و ۱۹۴۴ نیز به دلیل جنگ جهانی دوم برگزار نشد. همچنین، کشورهای پیروز جنگ جهانی اول مانع از حضور کشورهای مغلوب در المپیک ۱۹۲۰ شدند.
    • کشتار مونیخ: در حین برگزاری بازی‌های ۱۹۷۲ در مونیخ (آلمان‌غربی)، ۱۱ عضو تیم المپیک اسرائیل توسط گروهی از سربازان انتقام جوی فلسطینی تحت عنوان سازمان سپتامبر سیاه، گروگان گرفته شدند. طی یک حمله آزادسازی نافرجام توسط پلیس آلمان‌غربی ۹ نفراز ورزشکاران اسرائیل، یک پلیس و ۵ نفر از گروگان‌ گیران توسط گلوله‌ های پلیس آلمان‌ غربی کشته شدند. از آن واقعهٔ آزادسازی نافرجام، اکنون به نام کشتار مونیخ یاد می‌ شود.
    • تروریسم: در زمان بازی‌ های سال ۱۹۹۶ در آتلانتا، جورجیا، ایالات متحده، انفجار بمبی در المپیک پارک سنتینال باعث کشته شدن ۲ نفر و زخمی شدن بیش از صد نفر شد. گفته می‌ شود بمب گذار اریک رابرت رودلف بوده‌ است که اکنون در سوپرمکس در فلورنس، کلورادو در حبس ابد بسر می‌ برد؛ با این حال چندین تئوری توطئه در این مورد وجود دارد. المپیک زمستانی ۲۰۰۲ در شهر سالت لیک، ایالات یوتا، ایالات متحده آمریکا، اولین سری از بازی های زمستان بود که پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ برگزار شد. از آن زمان تاکنون شرایط امنیتی سختی بر روی بازی های المپیک اعمال می‌شود تا از فعالیت‌ های تروریستی احتمالی جلوگیری شود.
    • سیاست: سیاست نیز در چند مورد در بازی ها اختلال ایجاد کرد که اولین آنها در بازی های تابستانی ۱۹۳۶ در برلین رخ داد. حزب نازی آلمان از این بازی ها بعنوان حربه‌ ای تبلیغاتی استفاده کرد. در این بازی ها لو زلانگ با کمکی که به جسی اونز (دونده و پرنده سیاه پوست) در مسابقه پرش طول کرد، باعث شد او اول شود و خود در جایگاه دوم ایستاد و بدین گونه روح ورزشکاری را در بازی های المپیک به نمایش گذاشت. جسی اونز در این مسابقات بر خلاف تصورات رایج در مورد برتری نژاد سفید، که به ویژه از سوی ناسیونال سوسیالیست‌ های آلمانی مطرح شد، با کسب ۴ مدال طلا یکی از نقاط اوج ورزش سیاهان و جنبش ضد تبعیض نژادی را رقم زد. اتحاد جماهیر شوروی تا بازی های المپیک تابستانی ۱۹۵۲ در هلسینکی در این بازی ها شرکت نکرده بود. در عوض این کشور بازی هایی بین‌ المللی به نام اسپارتاکاید را از سال ۱۹۲۸ به راه انداخته بود. بسیاری از ورزشکاران عضو اتحادیه‌ های کارگری یا احزاب کمونیست یا هواداران آن‌ ها بازی های المپیک را تحریم نموده یا از حضور در آن منع می‌ شدند و در عوض در بازی های اسپارتاکاید شرکت می‌ کردند. ماجرای سیاسی دیگری که در مقیاس کوچکتری اتفاق افتاد مربوط یه بازی های تابستانی ۱۹۶۸ در مکزیکوسیتی است. دو ورزشکار آمریکایی رشته دو و میدانی به نام های تامی اسمیت و جان کارلوس بخاطر پیروزی در مسابقات دو ۲۰۰ متر به نشانه جنبش حمایت از حقوق سیاهان سلام نظامی با مشت‌ های گره خورده دادند. در پاسخ رئیس کمیته (آی او سی) اوری براندیژ از کمیته ملی المپیک ایالات متحده آمریکا خواست که این دو ورزشکار را به کشورشان باز گرداند و گرنه تیم دو و میدانی این کشور را اخراج خواهد کرد. مقامات ورزشی آمریکایی نیز ناگزیر آن دو را به کشور بازگرداند. در پاسخ به این حرکت و رویکرد سیاست گریزانه کمیته بین‌المللی المپیک در سال ۱۹۷۳ تعدادی از ملت‌ های تازه به استقلال رسیده، در حرکتی به نام گانفوا بازی های کشورهای تازه شکل یافته با نام گانفو را آغاز کردند که به صراحت طرفدار دخالت سیاست در ورزش بود. آی او سی اعلام کرد که شرکت کنندگان در بازی های گانفو حق حضور در بازی های المپیک را ندارند. آفریقای جنوبی هم از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۹۲ به دلیل مخالفت برخی از کشورها با سیاست آپارتاید در این کشور از حضور در بازی هامحروم شده بود. در سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲ حضور ورزشکاران اهل کشور افغانستان در المپیک و میدان های جهانی و آسیایی به حالت تعلیق درآمد. پس از سقوط رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ افغانستان دوباره در بازی های تابستانی ۲۰۰۴ حضور یافت.
    • تحریم: بدلیل سرکوبی شورش مجارستانی‌ ها توسط پیمان ورشو کشورهای هلند، اسپانیا، سویس المپیک ملبورن ۱۹۵۶ را تحریم کردند. کشورهای کامبوج، مصر، عراق و لبنان نبز به‌ دلیل بحران کانال سوئز این بازی ها را تحریم کردند. در ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ جمع کثیری از کشورهای آفریقایی برای اجبار IOC به محروم کردن آفریقای جنوبی، رودزیا، نیوزیلند تهدید به تحریم بازی ها کردند. IOC در دو مورد اول همکاری کرد، اما در مسابقات ۱۹۷۶ اقدامی نکرد، زیرا تهدید تحریم از سوی تیم راگبی نیوزیلند به آفریقای جنوبی بود و راگبی جزو بازی ها محسوب نمی‌شد. با شروع بازی ها کشورهای تهدیدکننده تیم‌های خود را به کشورشان بازگرداندند، در حالیکه برخی از ورزشکاران آفریقای جنوبی رقابت خود را آغاز کرده بودند. با این ورزشکاران که به اجبار دولت هایشان مجبور به ترک دهکده بودند همدردی شد. با این حال در خارج از آفریقا با این حرکت دولت ها به سردی برخورد شد. ۲۱ کشور آفریقایی به اضافه کشور گوانا به‌دلیل تحریم نشدن نیوزلند از مسابقات، بازیهای مونترال را تحریم کردند. همچنین در سال ۱۹۷۶، بدلیل فشارهایی که از سوی جمهوری خلق چین اعمال شد، کانادا به تیم اعزامی از جمهوری چین (تایوان) اعلام کرد که این تیم نمی‌تواند تحت نام «جمهوری چین» در مسابقات تابستانی مونترال بازی کند، با این حال توافق شد که تایوان از پرچم و سرود ملی جمهوری خلق چین استفاده کند. تایوان مخالفت کرد و تا المپیک لس‌ آنجلس در سال ۱۹۸۴ در این بازی ها حضور نیافت، تااینکه بار دیگر با نام «چین تایپه» و با پرچم مخصوص خود بازگشت. در المپیک مسکو در سال ۱۹۸۰ و لس‌آنجلس در سال ۱۹۸۴ طرفین درگیر در جنگ سرد بازی های یکدیگر را تحریم کردند. ایالات متحده به همراه ۶۴ کشور دیگر از جمله ایران، مسابقات مسکو در سال ۱۹۸۰ را به‌ دلیل حمله شوروی به افغانستان تحریم کردند؛ این در حالی‌ست که تنها ۱۶ کشور غربی در بازی های المپیک مسکو حضور یافتند. بدلیل این تحریم فقط ۸۰ کشور در این المپیک حضور یافتند. از سال ۱۹۵۶ تاکنون این کمترین تعداد کشور حاضر در المپیک بوده‌ است. اتحاد جماهیر شوروی و ۱۴ عضو بلوک شرق (بجز رومانی) هم در دورهٔ بعدی مسابقات یعنی در المپیک لس‌انجلس در سال ۱۹۸۴ با عنوان این مطلب که امنیت ورزشکارانشان تامین نیست در المپیک لس‌آنجلس در سال ۱۹۸۴حضور نیافتند. تحریم کنندگان بازی های المپیک سال ۱۹۸۴ همزمان با المپیک لس‌آنجلس در سال ۱۹۸۴ در ماه‌ های ژوئیه-اوت در مسکو بین خودشان بازی‌ هایی موسوم به جام دوستی را انجام دادند. جمهوری اسلامی ایران به دلیل تغییر مکان مسابقات از تهران به لس‌آنجلس به دلیل انقلاب اسلامی المپیک لس‌آنجلس در سال ۱۹۸۴ را تحریم کرد. (جمهوری‌اسلامی‌ایران تنها کشوری‌ست که هر دو المپیک (۱۹۸۰ و ۱۹۸۴) را تحریم کرده‌ است.) در سال ۱۹۸۸ کره شمالی در اعتراض به اینکه با کره جنوبی میزبان مشترک نشده است، در المپیک سئول شرکت نکرد. سه کشور دیگر کوبا، اتیوپی، نیکاراگوئه (بدلیل مشکلات اقتصادی و عدم توانایی فرستادن ورزشکاران) همگی از حضور در بازی ها انصراف دادند، اما برای اینکه توسط IOC تحریم نشوند، رسماً اعلام کردند که این بازی‌ ها را تحریم کرده‌ اند. ایران بعد از انقلاب اسلامی، همواره مسابقات خود را با اسرائیل بایکوت کرده‌ است،(ایران این‌ کار را به‌طور واضح انجام نمی‌ دهد و از راه‌ های مشابه استفاده می‌ کند، تا از تحریم توسط کشورهای دیگر خود را برهاند.) در المپیک ۲۰۰۴ در آتن، جودوکار ایرانی آرش میر اسماعیلی به عمد با پرخوری زیاد و افزایش وزن بیش‌از حدمجاز از مسابقه با حریف اسرائیلیِ خود (ایهود واکس) محروم شد. چنین اتفاقی در تاریخ برگزاری مسابقات المپیک بی‌سابقه بوده است. در المپیک ۲۰۰۸ پس از آنکه معلوم شد دولت چین ۸۰۰ هزار مترمربع از جنگل‌ های استوایی و در معرض انقراض استان پاپوآی اندونزی را برای بازی های المپیک ۲۰۰۸ (به‌قیمت یک میلیارد دلار) خریده‌ است، گروه‌های طرفدار محیط زیست المپیک ۲۰۰۸ را تحریم کردند.
    • داروهای نیرو زا: یکی از مهمترین مشکلات پیش روی المپیک (و بطور کلی رقابت‌ های ورزشی بین‌المللی)، استفاده از داروهای نیرو زا است. از اوایل قرن بیستم، بسیاری از ورزشکاران برای تقویت عملکرد خود به استفاده از دارو رو آوردند. به عنوان مثال، برنده دو ماراتن در المپیک تابستانی ۱۹۰۴ توسط مربی خود حتی در حین مسابقه از استریکنین و کنیاک استفاده کرده بود. با شدت گرفتن استفاده از این روش‌ ها، به تدریج این آگاهی پدید آمد که چنین روش‌ هایی در ورزش سالم نیستند. اولین و آخرین مورد مرگ در اثر استفاده از داروهای نیروزا در المپیک، در سال ۱۹۶۰ رخ داد. در میدان دوچرخه‌ سواری رم، کنت انه‌مارک دانمارکی از دوچرخه‌ اش به زمین خورد و پس از آن فوت کرد. بررسی پزشکی قانونی نشان داد که مرگ وی در اثر استفاده از امفتامین بوده‌ است. در اواسط دهه ۶۰، فدراسیون‌ های ورزشی استفاده از داروهای نیرو زا را منع کردند و در سال ۱۹۶۷، کمیته بین‌المللی المپیک نیز همین رویه را دنبال کرد. اولین ورزشکار المپیک که آزمایش دوپینگش مثبت بود، هانس گونار لیلینوال سوئدی بود که در رشته پنجگانه مدرن شرکت کرده بود و به دلیل استعمال الکل، مدال برنز خود را از دست داد. طی ۳۸ سال بعدی، هفتاد و سه ورزشکار دیگر نیز به سرنوشت وی دچار شدند که در میان آنان چندین برنده مدال نیز حضور دارد. مشهورترین رد صلاحیتی که به خاطر دوپینگ صورت گرفت، مربوط به بن جانسون دونده دو سرعت از کانادا بود. او در المپیک ۱۹۸۸ سئول برنده دو صد متر شد اما جواب آزمایش استانوزولول وی مثبت شد. با وجود انجام آزمایش‌ ها، بسیاری از ورزشکاران بدون اینکه گیر بیافتند به استفاده از مواد نیرو زا ادامه دادند. در سال ۱۹۹۰، اسنادی فاش شد که نشان می‌ داد بسیاری از ورزشکاران زن آلمان شرقی به عنوان بخشی از سیاست‌ های دولت کشورشان به دستور مربیان خود از آنابولیک استروید استفاده کرده‌ اند. در اواخر دهه نود، کمیته بین‌المللی المپیک در حرکتی سازمان‌ یافته‌ تر علیه دوپینگ دست به اقدام زد که این حرکت به تشکیل آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ در سال ۱۹۹۹ منجر شد. درالمپیک تابستانی اخیر در سال ۲۰۰۰ و المپیک زمستانی ۲۰۰۲، معلوم شد که این نبرد هنوز پایان نیافته‌ است چرا که بسیاری از مدال‌ آوران رشته‌ های وزنه‌ برداری و اسکی می‌دانی، به دلیل استفاده از داروهای نیرو زا رد صلاحیت شدند. اخیراً، در المپیک زمستانی ۲۰۰۶، تنها یک ورزشکار در آزمایش دوپینگ مردود شد و مدالش لغو شد. در تنها مورد دیگر، سطح هموگلوبین ۱۲ نفر دیگر بالا تشخیص داده شد و جریمه آن یک تعلیق ۵ روزه به دلیل ملاحظات بهداشتی بود. در طی این بازی ها، کمیته بین‌المللی المپیک برای اولین بار طرح آزمایش خون را به اجرا گذاشت.

    مراسم بازگشایی بازی های المپیک

    جدای از عناصر سنتی، کشور میزبان هم نمایش‌ های هنری از رقص و تئاتر مرسوم در آن کشور را اجرا می‌ کند. عناصر سنتی بسیاری در مراسم افتتاحیه بازی های المپیک حضور دارند. مراسم معمولاً با برافراشتن پرچم کشور میزبان و اجرای سرود ملی آن کشور آغاز می‌ شود. بخش سنتی جشن با رژه ملت‌ ها شروع می‌ شود که در آن ورزشکاران هر کشور به ترتیب در استادیوم رژه می‌ روند. ورزشکار برجسته هر کشور پرچم آن کشور را در جلوی گروه ورزشکاران آن کشور حمل می‌ کند. به طور سنتی (که از المپیک تابستانی ۱۹۲۸ شروع شد) یونان بدلیل موقعیت تاریخی خود به عنوان مبدا بازی های المپیک، اولین کشور و کشور میزبان، آخرین کشوری هستند که رژه می‌ روند. (استثنائاً در سال ۲۰۰۴ که المپیک در آتن برگزار شد، یونان آخرین کشوری بود که رژه رفت؛ با این حال پرچم یونان جلوتر از بقیه حمل شد.) دیگر کشورهای شرکت کننده بر اساس حروف الفبای زبان اصلی کشور میزبان و اگر زبان آن کشور به حروف لاتین نباشد، بر اساس حروف الفبای انگلیسی رژه می‌ روند. در المپیک تابستانی ۱۹۹۲ در بارسلونا هر دو زبان اسپانیایی و زبان کاتالان زبان رسمی بازی ها بودند، اما بدلیل عوامل سیاسی در حاشیه استفاده از زبان کاتالان، کشورها به ترتیب بر اساس حروف الفبای زبان فرانسوی وارد شدند.

    پس از رژه کشورها، ابتدا رئیس کمیته المپیک کشور میزبان سخنرانی می‌ کند وپس از آن رئیس IOC سخنرانی کرده و در انتهای سخنرانی خود رهبر کشور میزبان را معرفی می‌ کند که پس از سخنرانی رئیس IOC رسماً المپیک را افتتاح می‌ کند. در برخی موارد اشخاص دیگری به جای رهبر کشور میزبان المپیک را افتتاح می‌ کنند. دو مثال از این مطلب به ایالات متحده بر می‌ گردد. در سال ۱۹۶۰ معاون رئیس جمهور ریچارد نیکسون بجای دوایت آیزنهاور رئیس جمهور بازی های المپیک زمستانی ۱۹۶۰ را در دره اسکو در کالیفرنیا افتتاح کرد بار دیگر در سال ۱۹۸۰ والتر ماندیل، معاون رئیس جمهور بجای رئیس جمهور جیمی کارتر بازی های المپیک زمستانی۱۹۸۰ را در لیک پلاسید، نیویورک افتتاح کرد. علی‌ رغم این افتخار برگزاری بازی ها به شهر اعطا می‌ شود و نه به کشور.

    پس از آن پرچم المپیک را وارد استادیوم می‌ کنند و در حالیکه سرود المپیک در حال اجرا است، آن را برافراشته می‌ کنند. سپس حمل کنندگان پرچم هر کشور به دور یکدیگر حلقه زده و جایگاه مانندی را درست می‌ کنند که در وسط آن یک ورزشکار (از زمان المپیک تابستانی ۱۹۲۰) و یک داور (از زمان المپیک تابستانی ۱۹۷۲) سوگند المپیک را یاد می‌ کنند که بر طبق قوانین بازی کرده و داوری می‌ کنند. در آخر مشعل المپیک وارد استادیوم می‌ شود و پس از آنکه از دست هر ورزشکار عبور کرد به آخرین حمل کننده مشعل می‌ رسد که معمولاً ورزشکاری مطرح از کشور میزبان است. او آتش را در جایگاه مخصوص خود در استادیوم روشن می‌ کند. (آتش المپیک از زمان المپیک تابستانی ۱۹۲۸ روشن بوده‌ است، اما حمل امدادی مشعل از المپیک تابستانی ۱۹۳۶ آغاز شده‌ است) از زمان المپیک تابستانی ۱۹۲۰ پس از جنگ جهانی اول، ۶۸ سال است که پس از روشن شدن شعله المپیک کبوترها را به نشانه صلح رها می‌ کنند. اما پس از اینکه چند کبوتر در آتش المپیک در زمان افتتاح المپیک تابستانی ۱۹۸۸ سوختند، این کار متوقف شد.

    مراسم پایانی بازی های المپیک

    نشانه‌ های تاریخی بسیاری نیز در زمان برگزاری مراسم اختتامیه، یعنی پس از اتمام تمامی مسابقات ورزشی، به اجرا گذاشته می‌ شود. در ابتدا حمل کنندگان پرچم از هر یک از کشورهای شرکت کننده در یک ردیف وارد استادیوم می‌ شوند، اما در پشت آنها تمامی دیگر ورزشکاران بدون هیچ نشانه یا دسته بندی خاصی رژه می‌ روند. این سنت از بازی های تابستانی ۱۹۵۶ و به پیشنهاد دانش‌آموزی از ملبورن اجرا می‌ شود. به پیشنهاد او با این کار ورزشکاران جهان در کنار یکدیگر «یک ملت» خواهند بود. (در ۲۰۰۶ ورزشکاران با هموطنان خود وارد استادیوم شدند و در ادامه جشن همه با هم مخلوط شدند.) پرچم سه کشور هر یک در هر بار همزمان با نواخته شدن سرود ملی کشورشان در میله‌های پرچم به اهتزاز درآمده‌ است. پرچم یونان (که افتخار خاستگاه مسابقات المپیک را یدک می‌ کشد)، پرچم کشور میزبان و سر انجام پرچم کشوری که میزبان مسابقات المپیک تابستانی یا زمستانی در سال آینده خواهد بود. (استثنائاً در سال ۲۰۰۴ که مسابقات المپیک در آتن برگزار شد، تنها یک پرچم؛ یعنی پرچم یونان به اهتزاز در آمد.)

    طی مراسمی موسوم به ‹ مراسم آنتورپ ›، (علت این نام گذاری آن است که این سنت در خلال المپیک تابستانی ۱۹۲۰ در شهر آنتورپ برای اولین بار اجرا شد) شهردار شهری که مسابقات را سازماندهی کرده‌ است، یک پرچم مخصوص المپیک را حمل می‌ کند و آن را به رئیس کمیته ملی المپیک می‌ رساند. رئیس کمیته ملی المپیک پس از دریافت پرچم المپیک، آن را به شهردار شهری که میزبان مسابقات المپیک است، می‌ دهد. شهردار نیز پس از دریافت پرچم، آن را هشت مرتبه می‌ چرخاند. از این پرچم‌ ها ۳ عدد بیشتر وجود ندارد و این ۳ پرچم با همه دیگر پرچم ها فرق دارند؛ تفاوت این پرچم ها با سایر پرچم‌ ها در آن است که دور آن پرچم‌ های ۳ گانه یک حاشیه ۶ رنگی وجود دارد و نیز آن پرچم‌ ها توسط روبان‌های ۶ رنگی به میله پرچم بسته شده‌ اند.

    1. پرچم آنتورپ: این پرچم توسط شهردار شهر آنتورپ، بلژیک در المپیک تابستانی ۱۹۲۰ به کمیته ملی المپیک عرضه شد و تا مسابقات سئول ۱۹۸۸ به دیگر شهر سازمان دهنده المپیک تابستانی انتقال داده می‌ شد.
    2. پرچم اسلو: این پرچم توسط شهر اسلو، نروژ در المپیک زمستانی ۱۹۵۲ به کمیته ملی المپیک عرضه شد و پس از آن به دیگر شهر سازمان دهنده المپیک زمستانی انتقال داده می‌ شد.
    3. پرچم سئول: این پرچم توسط شهر سئول، سئول، کره جنوبی در المپیک تابستانی ۱۹۸۸ به کمیته ملی المپیک عرضه شد و پس از آن به دیگر شهر سازمان دهنده المپیک تابستانی انتقال داده می‌ شد.

    پس از به اهتزاز درآمدن این ۳ پرچم سنتی، کشور میزبان با اجرای هنرمندانه صحنه‌ هایی از رقص و نمایش خاص سرزمینش به معرفی خود می‌ پردازد. این سنت از زمان مسابقات ۱۹۷۶ شروع شد. پس از سخنرانی رئیس کمیته برگزاری مسابقات المپیک کشور میزبان، رئیس کمیته ملی المپیک به ایراد سخنرانی می‌ پردازد و در پایان سخنرانی خود رسماً مسابقات را خاتمه می‌ بخشد. مشعل المپیک خاموش می‌ شود و در حالی که سرود المپیک نواخته می‌ شود، پرچم المپیک که در مراسم افتتاحیه به اهتزاز درآمده بود، از میله پرچم پایین کشیده می‌ شود و به بیرون از ورزشگاه برده می‌ شود.

    رشته‌ های ورزشی در المپیک

    مسابقات المپیک تابستانی ۲۰۰۴ در ۲۸ رشته ورزشی برگزار شد. اگر هر رشته ورزشی، از قبیل ورزش‌ های آبی، به طور جداگانه شمرده می‌ شد، شمار رشته‌ های ورزشی به ۳۷ می‌ رسید. ۹ رشته ورزشی در برنامه نخستین المپیک جای داشتند و در تمام دوره‌ های بعد نیز برگزار شده‌ اند: دو و میدانی، دوچرخه‌ سواری، شمشیربازی، ژیمناستیک، وزنه برداری، تیراندازی، شنا و کشتی. اگر مسابقات قایقرانی در سال ۱۸۹۶ به سبب شرایط نامناسب جوی لغو نمی‌ شد، این ورزش نیز به فهرست ورزش‌ های آن المپیک افزوده می‌ شد. آخرین المپیک زمستانی در ۷ رشته ورزشی برگزار شد و اگر بخواهیم هر رشته ورزشی، از قبیل اسکیو اسکیت را به طور جداگانه بشماریم، باید بگوییم با ۱۵ رشته ورزشی برگزار شد. از میان این رشته‌ ها، اسکی بیرون از جاده، اسکیت بازی نمایشی، هاکی روی یخ، عملیات مرکب اسکاندیناویایی، پرش با اسکی، و اسکیت سرعت در برنامه همگی المپیک‌ های زمستانی قرار داشته‌ است. افزون بر آن اسکیت نمایشی و هاکی روی یخ حتی قبل از ظهور مسابقات المپیک زمستانی، بخشی از مسابقات المپیک تابستانی بود و تیم‌ ها در این زمینه با یکدیگر به رقابت می‌ پرداختند.

    در سال‌ های اخیر، کمیته ملی المپیک به منظور جلب توجه تماشاگران چندین ورزش دیگر را نیز به برنامه مسابقات افزوده‌ است. به عنوان مثال می‌ توان به اسنو بورد و والیبال ساحلی اشاره کرد. رشد المپیک همچنین باعث می‌ شود که ورزش‌ های کم طرفدار مانند پنج‌ گانه مدرن یا ورزش‌ های پر هزینه (قایقرانی آب‌ های آرام) جایگاه خود را در برنامه المپیک از دست بدهند. کمیته ملی المپیک تصمیم گرفته‌است از سال ۲۰۱۲ بیسبال و سافت‌ بال را از برنامه مسابقات المپیک خارج کند. مطابق ماده ۴۸٫۱ منشور المپیک، هر دوره مسابقات المپیک تابستانی باید با دست‌ کم ۱۵ ورزش برگزار شود. کمیته ملی المپیک پس از نشست صد و چهاردهم (۱۱۴) خود در (مکزیک ۲۰۰۲)، تصمیم گرفت برنامه المپیک تابستانی را به حداکثر ۲۸ ورزش، ۳۰۱ مسابقه و ۱۰۵۰۰ ورزشکار محدود کند. مسابقات المپیک عبارت است از ورزش‌ هایی که تحت نظارت فدراسیون‌ های بین‌ المللی قرار دارد و فهرست آن در ماده ۶۴ منشور المپیک آمده‌ است. رای دو سوم اعضای کمیته ملی المپیک لازم است تا بتوان منشور المپیک را اصلاح کرد و یک فدراسیون رسمی را به جایگاه المپیک ارتقا داد و آن رشته ورزشی را برای گنجاندن در برنامه المپیک واجد شرایط تلقی کرد. ماده ۴۷ منشور المپیک می‌ گوید: تنها ورزش‌ های المپیکی را می‌ توان در برنامه المپیک گنجاند.

    کمیته بین‌المللی المپیک در نخستین جلسه‌ ای که پس از هر المپیاد برگزار می‌ کند به بررسی در مورد برنامه المپیک می‌ پردازد. برای آنکه بتوان نام ورزشی را در برنامه المپیک نوشت، به رای اکثریت اعضا نیاز است. بر اساس قوانین فعلی، هر یک از ورزش‌ های المپیک که برای قرار گرفتن در مسابقات المپیک خاصی انتخاب نشده‌ اند، کماکان ورزش المپیک محسوب می‌ شوند و ممکن است در مسابقات آتی به شرط حصول رای اکثریت در برنامه المپیک جای گیرند. در هفدهمین جلسه کمیته ملی المپیک در سنگاپور، ۲۶ ورزش برای قرار گرفتن در برنامه المپیک ۲۰۱۲ لندن انتخاب شدند. تا سال ۱۹۹۲ ورزش‌ های نمایشی نیز در برنامه المپیک قرار داشتند. هدف از گنجاندن این ورزش‌ ها در برنامه المپیک آن بود که این ورزش‌ ها بتوانند تماشاچیان بیشتری برای خود جذب کنند؛ اما برندگان ورزش‌ های نمایشی قهرمان رسمی المپیک محسوب نمی‌ شدند. در پاره‌ ای اوقات ورزش‌ های نمایشی تنها ورزش‌ هایی بودند که در کشور میزبان طرفدار داشتند، اما ورزش‌ هایی که در سطح بین‌المللی مطرح بوده‌ اند نیز در المپیک به نمایش در می‌ آمدند. شماری از ورزش‌ های نمایشی از جمله بدمینتون و تکواندو سرانجام به عنوان ورزش‌ های مدال گیر و رسمی وارد برنامه المپیک شدند.

    آتش المپیک

    در مورد آتش المپیک تاریخ از شخصی یاد می‌ کند که در نبرد سهمگین پلانته در سال ۴۷۹ قبل از میلاد بطور معجزه آسایی جان سالم به در برد و از آنجا که در چنین سرنوشتی خود را مدیون لطف و کرامات خدا می‌ دانست و در قبال این حیات دوباره می‌ خواست شکرگزاری کند، بدین سبب از معبد آپولون آتش مقدس را با دو به محل تولد خود آورد.

    هدف المپیک

    هدف در بازی های المپیک شرکت در مسابقات است نه پیروزی. اساس آن بر پیروزی استوار نیست، بلکه خوب مبارزه کردن اصل است. ورزشکاران جهان برای بدست آوردن اهداف سریعتر، قویتر و بالاتر بدون توجه به ملیت، مذهب و نژاد پیکار می‌ کنند و شعار کوبرتن را مبنی بر در صفا زیستن، در صفا مبارزه کردن و به نیروی جسمانی خود صدمه نزدن را سرلوحه کار خود قرار می‌ دهند.

    جمع آوری و تنظیم: ستارگان آراس

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ستارگان آراس محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس