دسته‌ها
خرید

خرید لباس ورزشی سرمایه‌داران را پدر صلواتی نکنید

سرویس مجلس- در آغاز انقلاب اسلامی، آن اندازه که در باره مسائل سیاسی در جامعه بحث
‌می‌شد، اقتصاد اسلامی مطرح نبود. در ادامه هم هر کس، اداره کشور را به دست
گرفت، هر طوری که خواست، چرخه اقتصادی را گرداند؛ مهندس بازرگان یک بنیاد
اقتصادی کاملا غربی را در پیش گرفت؛ سپس بنی‌صدر اقتصاد کشور را در جریان
خاصی هدایت کرد؛ موسوی هم یک اقتصاد چپ را در چارچوب اسلامی تعریف کرد.

هاشمی که آمد با در اولویت قرار دادن سیاست تعدیل، حزب کارگزاران را راه
انداخت و موجب شد در نظام اقتصادی  ایران،  تکنوکرات‌ها حضور فعالی پیدا
کنند. سپس خاتمی، نظام اقتصادی لیبرالیستی را تا حدودی در کشور پیاده کرد؛
حالا هم که آقای احمدی نژاد با “سیاست‌های داغ چپ احساسی اسلامی” سکان
اقتصاد جمهوری اسلامی را به دست گرفته است.

این بخشی از سخنان “اسدالله بادامچیان” نماینده مردم ‏تهران در مجلس شورای
اسلامی و  قائم مقام حزب مؤتلفه ‏اسلامی است که سیاست‌های اقتصادی کشور در سه دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی را در دولت‌های مختلف تشریح کرده است.

این عضو هیئت نظارت مجلس بر شورای اندوخته اسکناس، با ضروری خواندن تدوین
یک نظام اقتصادی کامل و هماهنگ با مبانی اقتصادی اسلامی، مهیا شدن فضایی
آزاد، اما مهار شده برای بیان و انتشار آزادانه اندیشه‌های‌ متخصصان مذهبی،
دانشگاهی، حوزوی و دیگر بخش‌ها و اجرایی شدن نتیجه‌های علمی شکل گرفته در
این فضا را خواستار شده است.

مشروح این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

  

در آغاز وضعیت کنونی اقتصاد کشور را ارزیابی کنید؛ به نظر شما مهمترین مسئله امروز اقتصاد ایران چیست؟

به عقیده من مهم‌ترین مسئله اقتصادی کشور ما این است که اقتصاد اسلامی
هنوز نظام سازی نشده، البته به طور کلی علوم پایه و تجربی و به دنبال آن،
علم اقتصاد، اسلامی و غیراسلامی ندارد، به این معنی که قانون‌های علمی
همچون قانون عرضه و تقاضا و مناسبات بازده نزولی و … ارتباطی با مفاهیم،
اعتقادها و مبانی اسلامی ندارد و همان‌طور‌ که قانون جاذبه زمین، اسلامی و
غیراسلامی بودن ندارد، نمی‌توان به وجود صفتی ذاتی همچون «اسلامی» برای
عرضه یا تقاضا یا هر متغیر دیگر اقتصادی قائل شد.

اما آنچه مهم است نکته دیگری است، باید دانست که دنیا را علم اقتصاد اداره
نمی‌کند، بلکه آنچه در دنیای اقتصاد وجود دارد و دولت‌ها بر اساس آن
کشورها را اداره می‌کنند، نظام‌های اقتصادی است و همان طورهم که می‌دانید
تاریخ علم اقتصاد ، تاریخ مکاتب گوناگون این علم است، یعنی اقتصاددانان،
علم اقتصاد را در چارچوب‌های متفاوتی و با اولویت‌هایی متفاوتی از نو
خوانده و در مدیریت آن براساس نگاه خاصی، عمل کرده‌اند و به این ترتیب
مکاتب گوناگون در تاریخ این علم به‌وجود آمده‌اند.

پس این نظام‌های مختلف اقتصادی مانند نظام لیبرالیسم، کاپیتالیسم،
سوسیالیسم و… هستند که دنیا را اداره می‌کنند؛ برای مثال در نظام
سرمایه‌داری، حرف اول را سرمایه می‌زند، در این نظام همه چیز برای فرد
سرمایه‌دار مهیا است تا بر ثروتش بیفزاید. طبیعی است که این بنیاد اقتصادی
زمینه را برای تعریف و تبیین یک نظام سیاسی همگن و منطبق بر آن نیز فراهم
می‌کند و بهتر است بگویم این بنیاد اقتصادی، تنها ساختار سیاسی‌ای را
می‌پذیرد که مانعی برای رشد سرمایه‌دار ایجاد نکند.

 

اما آن‌چه در انقلاب ایران اتفاق افتاد، یک تغییر سیاسی بود که
به‌طورعمده بر پایه خواست‌های دینی شکل‌ گرفت؛ یعنی چیزی فراتر از
خواست‌های اقتصادی صرف.

بله، با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، ما یک نظام سیاسی نوین
را به جهان معرفی کردیم. نظامی که جمهوری است، اما اسلامی هم هست و در رأس
آن ولی فقیه عادل قرار دارد؛ گرچه رئیس‌جمهوری در این نظام، قدرت
رئیس‌جمهوری کشورهای دیگر را ندارد، اما در عین حال، قدرت اجرایی او به طور
کامل در اختیارش است، نظام سیاسی نوین جمهوری اسلامی، قوه قضاییه را هم به
طور مستقل تعریف کرده است، یعنی همچون قوه قضاییه دولت‌های غربی تابع دولت
و منتخب رئیس جمهوری نیست.

رئیس قوه قضاییه را فقیه عادل انتخاب می کند، یعنی این قوه می‌تواند بر
عملکرد سایر دستگاه‌ها و از جمله دولت اشرافیت و کنترل کامل داشته باشد.
قوه قضاییه هیچ نظامی در جهان به اندازه قوه قضاییه در جمهوری اسلامی ایران
مستقل نیست؛ البته وزیر دادگستری که او را شخص رئیس جمهوری به مجلس معرفی
می‌کند تا رأی اعتماد بگیرد، تنها به عنوان یک رابط و هماهنگ کننده میان
قوه مجریه و قضاییه مطرح است، نه تصمیم گیرنده اصلی حوزه قضاوت در کشور.

 

اقتصاد اسلامی باید بر مبانی علمی نظام‌سازی شود

 

به همان بحث اصلی برمی‌گردم، بر اساس آنچه شما می‌گویید، ما باید
نظام اقتصادی را بر اساس نظام سیاسی موجود تعریف کنیم و این عکس آن چیزی
است که به قول شما در اروپا و دیگر کشورها اتفاق افتاده است. نظام سیاسی ما
چه جایگاهی را برای اقتصاد متناسب با الگوهای اعتقادی‌اش پیشنهاد می‌کند؟

درست است. همان طور که گفتم در دیگر کشورها نظام‌های سیاسی بر پایه
نظام‌های اقتصادی تعریف و تبیین می‌شود، اما در جمهوری اسلامی ایران نظام
اقتصادی باید براساس اعتقادها و مفاهیم اسلامی پایه‌گذاری و تبیین شود.

این نظام اقتصادی نه کاپیتالیستی است، نه سوسیالیستی و نه کمونیستی؛ اصولا
این نظام نباید در هر دوره‌ای، رویه منحصر به‌فردی به خود بگیرد و به
تعبیری «آش شله قلمکار» باشد؛ باید ابتدا نظام اقتصاد اسلامی را بر اساس
مبانی نظام‌سازی علمی تنظیم کرد؛ این چیزی است که باید از علم اقتصاد،
تجربیات اقتصاد و مبانی اقتصاد اسلامی که در قرآن، فقه، احادیث، سیره ائمه،
مشی و اجماع علما و همچنین عقل، علم و اقتضائات زمانی و مکانی است، ریشه
بگیرد و به روز، مترقی و آینده نگر باشد.

 

وجوه متناقض اقتصاد 30 ساله ایران

 

شما می‌گویید که نظام اسلامی اقتصاد، هنوز تدوین شده نیست و باز
به قول شما اقتصاد کنونی کشور ما، نه اسلامی است، نه غیر اسلامی؛ پس آنچه
که چرخه مالی کشور را می‌گرداند، چیست؟

نگاه کنید، اقتصاد کنونی کشور ما، وجوه متناقضی دارد، برای مثال در نظام
بانکی کشور، هم ربا هست و هم سود و این بر اساس نظر برخی از علما خلاف
دستورات دینی است. اصلا نظام بانکی ما یک نظام تقریبا کاپیتالیستی است و
حتی کشورهای کمونیستی هم ناگزیر از انتخاب این شیوه بانکداری هستند.

آنچه مهم است تدوین یک شیوه نوین بانکداری است که کاملا اسلامی باشد و خللی را در نظام اقتصادی اسلامی ایجاد نکند.

 

این وجوه متناقض نظام اقتصادی، بیش از سه دهه است که وجود دارند.
آیا این چرخه چند چهره اقتصاد ایرانی، کشش و تحمل این وجهه‌های متناقض را
دارد؟

در طول 30 سال گذشته، اقتصاد ما روال یک‌دستی را طی نکرده است و مشکل‌هایی
هم که در این نظام پدیدار می‌شوند از همین مسئله، ریشه می‌گیرند  و درست
همان چیزی که در اندیشه بنده و برخی دوستان سوسیال و دیگر گرایش‌های فکری و
به‌ویژه رهبر معظم انقلاب اسلامی وجود دارد، تعریف و مدل‌سازی یک نظام
اقتصادی کامل و تعریف سیستم‌های بازرگانی، پولی، بانکی و سیستم تولیدات و
خدمات، توزیع و ذخیره برای آن است.

پس همان طور که باید بدانید، چرخه اقتصادی در اسلام افزون بر محورهای
تولید، توزیع و مصرف، محور مهم دیگری نیز دارد و آن ذخیره است؛ اسلام می
گوید که ذخیره پول نباید تبدیل به «کنز» شود و کنز یعنی مالی که بدون
استفاده در جایی نگهداری می شود. سفارش اسلام این است که ذخایر پولی باید
در خدمت گسترش تولید و خدمات به کار گرفته شود.

 

اول انقلاب، اقتصاد به اندازه سیاست مطرح نبود

 

بهتر نبود که اولویت‌های اقتصاد اسلامی که شما هم بر آنها تأکید کردید، از همان ابتدا در ساختار اقتصادی کشور، پیش‌بینی می‌شدند؟

ببینید وقتی انقلابی پیروز می‌شود، نمی‌تواند هم‌زمان همه ایده‌ها و
اهدافش را به یک‌باره در جامعه پیاده کند، مگر این که زور بگوید و اعمال
دیکتاتوری کند که البته در آن صورت هم موفقیتی به دست نمی‌آورد. به ویژه در
باره انقلاب اسلامی ایران که سرشتی مردمی دارد و با توجه به کتاب مقدسش،
حکومت را از اجبار و اکراه بر حذر داشته است.

در انقلاب 57 همه نیروهای شاغل در بدنه اجرایی کشور همان نیروهایی بودند
که پیش از انقلاب نیز دستگاه‌های اجرایی را اداره می‌کردند. نمی‌شد که این
نیروها را دور ریخت، زیرا هم نیروهای خدمتگزار و باتجربه‌ای بودند و هم این
که بخشی از مردم انقلابی کشوررا تشکیل می‌دادند.

به‌هر حال وضعیت به‌گونه‌ای بود که با فشارهای متعدد قدرت‌های خارجی و
آغاز جنگ تحمیلی، عملا امکان تدوین زمینه‌ها و شاخص‌های نظام اقتصاد
اسلامی، در فضایی آرام و مناسب فراهم نبود؛ واقعیت هم این است که به آن
اندازه‌ای که بحث سیاسی در میان جامعه، دانشگاه‌ها و مراکز مدیریتی مطرح
می‌شد، به اقتصاد اسلامی توجه نمی‌شد.

اما هم‌اکنون برای تعریف یک نظام کارآمد اسلامی در حوزه اقتصاد باید همه
کار کنند. حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها، مدیران اقتصادی، همه و همه باید طرح
و ایده بدهند و طرح‌های خود را اجرایی کنند. البته در 30 سال گذشته هم
دولت‌های مختلف رویه‌های مختلف اقتصادی در پیش گرفته‌اند و به همین دلیل هم
اقتصاد کشور آزمون‌های بسیاری را از سر گذرانده است، اما نباید آزمون
ایده‌ها، هزینه‌های جبران ناپذیر داشته باشد.

 

هر کسی از ظن خود شد یار “اقتصاد”

 

س: رویه‌های مختلف اقتصادی در سی سال اخیر چقدر از هم متمایز و یا هم‌سان بوده‌اند؟

تقریبا می‌توانم بگویم هر یک از دولت‌هایی که در سه دهه گذشته مدیریت کشور
را به دست گرفته‌اند، یک شیوه مدیریتی منحصر به‌فرد را در حوزه اقتصاد،
دنبال کرده‌اند. نه به این معنی که هیچ نقطه اشتراکی با هم نداشته باشند،
به این معنی که اولویت‌ها و شگردهایشان با هم متفاوت بوده است، به‌طوری که
حتی شاید با احتساب تمام نقاط اشتراک‌، نتوان رویکرد اقتصادی هیچ دو دولتی
را در این 30 سال به‌طور کامل قابل مقایسه با هم دانست، افزون بر این، با
توجه به حوادث و اتفاق‌های بسیاری که در تاریخ معاصر ایران رخ داده است، به
طور قطع اقتضای زمانی کشور، رویکردهای متفاوتی را هم طلب کرده است؛ قضیه
جنگ تحمیلی و اینها را می‌گویم.

مثلا از همان ابتدا مهندس بازرگان یک بنیاد اقتصادی به‌طور کامل غربی را
در پیش گرفتند که البته کسی هم با ایشان نه دعوایی کرد و نه جلویشان را
گرفت. بعد از او هم بنی صدر بود که اقتصاد کشور را در جریان خاصی هدایت
کرد. سپس موسوی نیز یک اقتصاد چپ را در چارچوب اسلامی تعریف و سیاست‌های
اقتصادی کشور را در آن شرایط مدیریت کرد.

هاشمی که آمد با در اولویت قرار دادن سیاست تعدیل، حزب کارگزاران را راه
انداخت و موجب شد در نظام اقتصادی  ایران،  تکنوکرات‌ها حضور فعالی بیایند.
سپس خاتمی،  نظام اقتصادی لیبرالیستی را تا حدود زیادی در کشور اجرایی و
مدیریت  آن را وارد مرحله جدیدی کرد. حالا هم که آقای احمدی نژاد با
“سیاست‌های داغ چپ احساسی اسلامی” سکان اقتصاد جمهوری اسلامی را به دست
گرفته است.

خلاصه این‌که به‌طور کلی در 30 سال گذشته هر کسی، هر طوری که خواسته، چرخه
اقتصاد را گردانده و مدیریت کرده و اگر چه میدان عمل برای آنان باز و آزاد
بوده است اما این میدان از سوی چارچوب‌های کلان حاکم بر کشور مدیریت شده و
از افسارگسیختگی مهارش کرده است.

 

سومین خزانه سلطنتی جهان در ایران

 

یعنی از نظر شاخص‌های اقتصادی ما در سطح کلان  آن هم در شرایط کنونی، مناسب پایه‌گذاری نظام اقتصاد اسلامی هست؟

خوب، هم اکنون به لحاظ اقتصادی وضعیت ما در سطح کلان خوب است، برای مثال
از دوره قاجار تا کنون ما بدهی خارجی نداشته‌ایم، مگر بدهی‌های جاری کشور،
که البته رقم بالایی هم نیست و در اداره امور هر کشوری وجود این بدهی‌های
کم حجم، گریزناپذیر است.

حجم ذخایر ارزی موجود در کشور هم در شرایط کنونی مناسب و منطقی است،
پشتوانه طلا و نقره بسیار خوبی هم داریم، به طوری که سومین یا چهارمین
خزانه سلطنتی جهان به لحاظ ارزشی در ایران وجود دارد. گرچه با توجه به حجم
بالای طلب‌ها، ارز، ذخیره و طلایی که در کشور است، نیازی به پشتوانه‌های
سلطنتی نیست.

این شاخص‌ها در سطح کلان اقتصادی، نمایانگر موقعیت خوبی است، ولی صرف خوب
بودن موقعیت کنونی اقتصاد کلان کشور، به لحاظ ذخایر ارزی توان زمینه‌سازی
را برای راه‌اندازی یک نظام نوین ندارد و آن‌چه بیش از این موضوع اهمیت
دارد، نحوه مدیریت پشتوانه‌های مالی و توسعه زیرساخت‌های اقتصادی است.

 

خوب این پشتوانه‌ها میدان عمل وسیعی را برای مدیران اقتصادی فراهم
می‌کند تا به قول شما آزمون و خطای طرح‌های اقتصادی را تجربه کنند، غیر از
این است؟

دقیقا همین طور است، اصلا آقای احمدی نژاد براساس موقعیت اقتصادی کنونی و
با تکیه بر پشتوانه‌های مالی کشور تصمیم به اجرای قانون هدفمندسازی
یارانه‌ها گرفته است، وگرنه در سال‌های دوران دفاع مقدس که کل درآمد ارزی
ایران هفت میلیارد دلار بود و تازه پنج میلیارد از آن هم خرج اداره جنگ شد،
که امکان نداشت تحول اقتصادی ایجاد کرد.

 

سرمایه‌داران را پدر صلواتی نکنید

 

به این ترتیب باید گفت که طراحی نظام اقتصادی عملا آغاز شده است.

خوب، بالاخره در سه دهه گذشته با پدید آمدن صاحب نظران اقتصادی در جریان
تجربه‌های اقتصادی متعدد و تبیین ساختارها و نظام‌های اقتصادی مختلف و خبره
شدن آنان، امیدواری ما برای پرورش اقتصاددانان نظریه‌پرداز بیشتر شده و
زمینه برآمدن متخصصانی که دکترین نظام اقتصاد اسلامی را تبیین و تعیین
کنند،  فراهم شده است.

البته در شرایط حساس کنونی، باید فضایی باز و آزاد برای اندیشیدن و تحلیل و
تفسیر متفکران و اقتصاددانان کشور فراهم شود؛ تا چه مذهبی باشند، چه
دانشگاهی، چه حوزوی و چه غیر، بتوانند آزادانه، نتیجه اندیشه‌های خود را در
همان چارچوب مهار شده‌ای که گفتم اجرایی کنند.

بنابراین نباید کسی را تکفیر کرد؛ مثلا این که مذهبی‌ها بگویند باید پدر
فلان سرمایه‌دار را صلواتی کرد، و یا بالعکس فلان کمونیست را کشت و یا
غیره، این‌گونه قضاوت‌های نابه‌جا نباید وجود داشته باشد. همان طور که
می‌دانید در این 30 سال چنین قضاوت‌های نابجایی وجود داشته و دردسرهای
زیادی را برای حکومت و مردم ایجاد کرده است، بنابراین زمینه‌های مساعد
تعریف و تبیین نظام اقتصاد اسلامی تاکنون ایجاد نشده اند.

 

ثروت ذاتا قبیح نیست

 

آیا فضای اجتماعی کشور در شرایط کنونی آمادگی دارد که این فضای آزاد و باز را تحمل کند؟

نگاه کنید، باید برخی از مفاهیم پایه در کشور تثبیت شوند، مثلا باید موضوع
ثروت و نگاه بدبینانه‌ای که به آن وجود دارد از بین برود، طبیعی است که
وقتی نقدینگی در کشور زیاد می‌شود، برای مثال سهم درآمد مهندس یک پروژه‌ از
کارگر آن بیشتر است و کسی که بیشتر درآمد دارد، ثروت بیشتری هم دارد و
قدرت خرید کالا و خدمات بیشتری هم دارد، قرار نیست صرفا به همین علت ثروت
را تقبیح کرد و اصولا اسلام هم چنین قضاوتی را در باره  ثروت ندارد.

نظام اقتصاد اسلامی را باید بر اصول و فروع دین پایه‌ریزی کرد؛ یعنی نه
آنقدر فضا آزاد باشد که مانند نظام‌های لیبرالیستی، ثروتمندان بی‌حساب و
کتاب و مسرف و مبذر (مثل آقای برلوسکونی در ایتالیا) به‌وجود بیایند و قدرت
را هم به دست بگیرند؛ و نه آنقدر فضا بسته و محدود شود که کسی نتواند به
واسطه تلاش و علمی که داشته است، رشد کند و پیشرفت مالی داشته باشد.

ثروت در اسلام باید سمت و سوی خدایی پیدا کند و به همین دلیل هم هست که
امام زمان (عج) نیز در ادعیه خود  برای زنان و مردان مؤمن طلب مال و استغنا
کرده است؛ نیازی هم به توضیح ندارد که ثروتمند مسلمان و ایرانی با ثروتمند
اروپایی یکی نیست، همان طور که به قول دکتر شریعتی، روحانی اسلامی با
روحانی مسیحی هم قابل قیاس نیستند؛ این را هم می‌شود نتیجه گرفت که نظام
اسلامی اقتصاد باید متفاوت از نظام غربی آن باشد.

 

نخبگان اقتصادی تا پایان سال مقدمه جامعی از ویژگی‌های نظام اقتصاد اسلامی ارائه کنند

 

اما آنچه بیش از هر چیز دیگری، ذهن را به خود مشغول می‌کند مسئله زمان نهایی تدوین و پیاده‌سازی اصول نظام اقتصاد اسلامی است.

البته نمی‌توان زمان دقیقی را مطرح کرد، اما طبیعی است که هر چه سریع‌تر
این اتفاق بیافتد، بیشتر مفید است، امسال در سال جهاد اقتصادی که رهبری با
تأکید بر مسائل اقتصادی و اصلاح ساختارهای آن، خط مشی کلی نظام را تعریف
کردند، مهمترین مسئله کلان کشور در این حوزه باید تدوین و تعریف اولویت‌ها و
شاخص‌های راهبردی و اساسی نظام اقتصاد اسلامی باشد، تا در کم‌ترین زمان
ممکن و البته در زمان مطلوب به اهداف انقلاب در حوزه اقتصادی دسترسی پیدا
کرد.

بنابراین مهمترین دستاورد نخبگان اقتصادی کشور در پایان این سال دست‌کم
باید ارائه یک مقدمه جامع و کامل از ویژگی‌های نظام اقتصاد اسلامی باشد؛ به
نظر من یک مقدمه 30 ساله با فراز و نشیب بسیار و آزمون‌های متعدد اقتصادی
ظرفیت آن را دارد که بنیاد شکل‌گیری نظام اقتصاد اسلامی و پاک را تأمین
کند.منبع: خانه ملتتازه ترین اخبار مجلس شورای اسلامی را در صفحه سرویس مجلس «» بخوانید.